مارسل بريون ( مترجم : ذبيح الله منصورى )

68

منم تيمور جهانگشا ( فارسى )

من ميبايد بعد از عقب‌نشينى نيروى امير سبزوار ، آن را تعقيب كنم و كارش را بسازم ولى به دو علت قشون ( على - سيف الدين ) را تعقيب نكردم يكى اينكه غروب آفتاب نزديك بود ، و به زودى شب فرا ميرسيد و من اگر قشون ( على - سيف الدين ) را تعقيب ميكردم در كشورى كه وضع طبيعى آن بر من مجهول مينمود دچار خطر ميشدم . ديگر اينكه عده كثيرى از سربازان من كشته يا مجروح شده بودند و من نيروى خود را ضعيف ميديدم و اصلح اين بود صبر كنم تا پسرانم بيايند و به من ملحق شوند . بعد از اينكه جنك تمام شد و من افسران خود را براى دريافت گزارش احضار كردم معلوم شد كه در آن روز پانزده هزار تن از چهل هزار سوار ما كشته يا مجروح شده‌اند . ولى ما با يك قشون هفتاد هزار نفرى جنگيده بوديم و سربازان امير سبزوار خوب ميجنگيدند . همين كه ميدان جنك از جنگجويان خالى شد افواج كركس‌ها در آسمان پديدار شدند تا مردار بخورند ولى چون تاريكى فرود آمد من نميتوانستم دستور دفن اموات را صادر كنم خاصه آنكه پيش‌بينى ميكردم در آن شب شايد امير سبزوار بما حمله‌ور شود و شبيخون بزند و لذا تمام سربازان بايد آماده بجنك باشند و اگر قسمتى از آنها مامور دفن اموات گردند نيروى ما ضعيف مىشود . يك فرمانده جنگى بعد از پايان يكروزه جنك ولو فاتح شده باشد خيلى كار دارد و بايد گزارش افسران خود را دريافت كند و مراقبت نمايد كه تا اينكه مجروحين مورد مداوا قرار بگيرند و اردوگاه خويش را طورى ترتيب بدهد كه مورد شبيخون قرار نگيرد . من دستور داده بودم كه ( محمد - سيف الدين ) برادر امير سبزوار را كه اسير ما شده بود در خيمه‌اى نزديك خيمه من ، تحت مراقبت قرار بدهند تا در خصوص برا ؟ ؟ ش و نيروى او ، از وى كسب اطلاع كنم . وقتى شب فرود آمد ( محمد - سيف الدين ) به نماز ايستاد و ( قولر بيك ) كه كنار من بود گفت اى امير ، نگاه كن اين مرد چگونه نماز ميخواند من ميدانستم كه براىچه ( قولر بيك ) تعجب كرده اما تجاهل نمودم و پرسيدم چه چيز او سبب حيرت تو شده است . ( قولر بيك ) گفت اين مرد موقع نماز خواندن ، دستها را روى سينه نميگذارد ، معلوم مىشد كه ( قولر بيك ) تا آن روز رسم نماز خواندن شيعيان را نديده بود و به او گفتم ( قولر بيك ) نمازگزار هنگامى كه به نماز مىايستد ، چون مقابل خداوند حضور بهم مىرساند بايد مودب و طورى باشد كه معلوم شود به خداوند احترام مىگذارد . هر مسلمان مجاز است كه هرطور كه ميل دارد مقابل خداوند بايستد مشروط باينكه آن ايستادن مطابق رسم و آئين او محترمانه باشد . ما احترام را در اين ميدانيم دو دست را بر سينه بگذاريم و نماز بخوانيم و اين مرد احترام را در اين ميداند كه دو دست را بر طرفين بدن بچسباند و نماز بخواند و اگر در بين مسلمين جماعتى باشند كه در موقع اداى احترام دو دست را بر سر بگذارند مىتوانند در حالى كه دستها را بر سر گذاشته‌اند نماز بخوانند . آن شب ، امير سبزوار بما حمله نكرد و صبح روز بعد ، سربازان من مبادرت بدفن اموات كردند ولى كفتارها شب پيش قسمتى از اجساد را خورده بودند . من از ( محمد - سيف الدين ) برادر جوان امير سبزوار راجع به نيروى برادرش پرسش كردم و او گفت نيروئى كه روز قبل با ما جنگيد 75 هزار سرباز بود و برادرش 30 هزار سرباز ديگر در سبزوار دارد . بطوريكه ( محمد - سيف الدين ) گفت شماره تلفات قشون امير سبزوار بيش از آنهائى بود كه اجسادشان در ميدان جنك باقى ماند براى اينكه سبزوارىها ، يكقسمت از اموات خود را از ميدان جنك خارج كردند تا اينكه زير سم